چگونه در بسترت آرام می گریی

چگونه در بسترت آرام می گریی

که گرگ ها در کمینند

رخ زیبای تو را هبچ دستی

به نوازش نمی نشیند

و هیچ روحی در تو بیدار نمی گردد

با کدام پنجره به باغ خو می کنی

از کدام نسیم شکوفه ها را به یاد می آوری؟

اینجا دنیای سخت وارونه ای است دخترک

دنیای دردهایی است که التیام ندارند

و خانه ی آرزوهایی که بی سقف مانده است!

از پس چه می دوی دخترک

از کدام آشیانه سراغ می گیری

حال آنکه کلاغ های زشت

در بستر کفتارها می خزند

و از آمیزششان

نکبت می زاید!

چگونه در بسترت آرام می گریی؟

حال آنکه آه های تو را هیچ آیینه ای

به بخار نمی نشیند!

و هیچ پرده ای آفتاب را به قهقرای قلب تو

مهیمان نمی کند!

چارچوب پنجره ات را از نوازش تهی می کنی

و پوست نازکت را از احساس

دخترک!

عمق زخم های تو تا استخوان است

چگونه در بسترت آرام می گریی ؟

که فرشتگان در آن سوی آسمان

از ناله های مبهم تو بیزاند!

و کواکب در رقصشان

هیچ از تو به یاد نمی آورند...

تو در پیچ و خم انتظار خورشیدی

هیچ نیست دخترک

خورشید هم توهم خوشبختی بیچاره ای است

که هر دم در ذهن مأیوسی

به کابوس ختم می شود و با

آهی ، اشکی ، خونی

دوباره از یاد می رود!

چگونه در بسترت  بی قرار می گریی؟


/ 6 نظر / 5 بازدید
پسر باران

از رها کردن نتــــرس هيچ کس نمــــي تواند چيزي که مال توستـــــ را از تو بگيرد و تمام دنيــا نمي توانند چيزي که مال تو نيستـــــ را برايتـــــ حفظ کنند..[لبخند][لبخند]

پسر باران

از رها کردن نتــــرس هيچ کس نمــــي تواند چيزي که مال توستـــــ را از تو بگيرد و تمام دنيــا نمي توانند چيزي که مال تو نيستـــــ را برايتـــــ حفظ کنند..[لبخند][لبخند]

مجتبی ماهیگیر

سلام .وبلاک خوبی داری یعنی مطلب های قشنگی نوشتی ولی قالب وبلاک بد انتحاب کردی بعدشم رنگ وبلاک هم هست که چشم اذییت میکنه قالب های خوبی هست انتخاب کن موفق باشی

مجتبی ماهیگیر

سلام .وبلاک خوبی داری یعنی مطلب های قشنگی نوشتی ولی قالب وبلاک بد انتحاب کردی بعدشم رنگ وبلاک هم هست که چشم اذییت میکنه قالب های خوبی هست انتخاب کن موفق باشی

عمادالدین

آنقدر نمیرم، که به جای تو بمیرم … این تعبیریست که از خواندن شعرت بنظرم رسید مستدام باشی عزیز.