به یاد فروغ فرخزاد !

سلام

امروز دلم می خواهد یادی از فروغ داشته باشم . یکی از بهترین شاعران معاصر فارسی زبان که به زیبایی احساسات درونی اش را با دردهای جامعه تلفیق کرده و در صدای شعرش انعکاس می دهد. به نظر من فروغ اولین شاعر زن ایرانی است ( و شاید تنها شاعر زن ایرانی) که در شعرهایش جرأت گفتن از احساسات لطیف زنانه اش را با صراحتی ظریف داشته است. 

مثلا وقتی می گوید:

گنه کردم گناهی پر ز لذت

کنار پیکری لرزان و مدهوش

خداوندا چه می دانم چه کردم

در آن خلوتگه تاریک و خاموش ...

با این حال شاعر به دلیل تربیت ایرانی خود از دوست داشتنش در برابر خداوند خجالت زده است اما این شجاعت را دارد تا با کلمات دلنشین خود این احساس پشیمانی را باز گو کند هر چند شیطنت توصیف عشق بازی اش با عبارت های بی پرده همچنان پابر جاست و خواننده را با خود به آن احساس پنهان عاشقانه می برد!

لبش بر روی لبهایم هوس ریخت 
 ز اندوه دل دیوانه رستم

یا وقتی که می گوید:

تن من در میان بستر نرم 
 بروی سینه اش مستانه لرزید

باز هم از فروغ فرخزاد خواهم نوشت. در ادامه چند عکس از او را مشاهده می کنید :

/ 4 نظر / 9 بازدید
هادی

سلام دوست عزیز خوشحال شدم که به وبلاگم سر زدی مگه اینکه ما تازه کارا به همدیگه سر بزنیم :D لینکت کردم مطلب هم زیاد نزاشتی اما از اینکه اهل ادبیاتی معلومه بنیه داری

عمادالدین

من را هم در حس دلت شریک کن : http://s3.picofile.com/file/7378826127/206061_249121258450794_100000587640718_944730_744482_n.jpg کاری از بزرگمهر حسین پور

farzane

او شراب بوسه می‌خواهد زِمن من چه گویم قلب پر امید را او به فکر لذت و غافل که من طالبم آن لذّت جاوید را من صفای عشق می‌خواهم از او تا فدا سازم وجودِ خویش را او تنی می‌خواهد از من، آتشین تا بسوزاند در او تشویش را