می نویسم ، پس هستم !

قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت !

پرسه زن
ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: شعر

پرسه می زند در سکوت شب

یادگار عشق بی نوای من

زیر ماهتاب

چرخ می زند

در میان برگ های دفتر سپید من

پیکرش نشانه امید های آرزوست

قصه اش بهانه چراغ خانه ام

عمق هر نگاه آسمانی اش

به گِل نشسته های دردناکِ بی کسی است

هر چه  پرسه می زند

در سکوت شب

یادگار عشق بی نوای من

هر چه چرخ می زند

جاده ها عریض تر، طویل تر

خانه های روشنی

چه دور تر ، چه دیرتر !

پرسه می زند

آنکه قصه اش

بهانه چراغ خانه است!