می نویسم ، پس هستم !

قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت !

دعا
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سفر ،شعر

تو را از چشم شوربختان

به نسیم خنک سحرگاهان می سپارم

به گل های نازک نسترن

که در هراس باد

نمی گنجند!

تو را به شکوفه های بادام می سپارم

به سفیدی یاس های عطر افشان

به زمزمه ی جویبار سرزنده

به رودی که از کوه می ریزد!

تو را از چشم شوربختان

به تاریکی گیسوی شب کوشان

به زرافشانی ماه و ستارگان

تو را به پیام های ناخوانده ام

تو را به افق های دور دستان

تو را به نیستان

به گلستان

تو را به پرواز آزاد مرغ در پاییزان

تو را به غم نامه ی ننگاشته ی باران

تو را به آسمان ها می سپارم!

به یادم باش!